این روزها به خاطر مشغله زیادی که دارم فرصت برای ثبت خاطرات آرسام ندارم! ولی به صورت خلاصه گزارش این مدت را مینویسم:
1- آرسام در 5/5 ماهگی به اولین مسافرت هوایی خودش رفت، داخل هواپیما با وجود تاخیر 45 دقیقه ای واقعا پسر خوبی بود و به همه میخندید.آرسام خان به مشهد خانه خاله مادرش رفت و کلی خوش گذروند.
2- آرسام یکبار هم در سن 5/6 ماهگی برای چکاپ پیش دکترش رفت:
وزن:350/10
قد:71
دور سر:5/46
3- آرسام حدودا 1 ماه است که پرستار دارد و خیلی دوستش دارد طوریکه او را به من ترجیح میدهد، نمیدانم باید خوشحال باشم یا نه؟ولی حضور پرستارش باعث شده که فوق العاده اجتماعی باشد.
4- در مورد غذا خوردنش هم که خدا رو شکر مثل شیر خوردنش عالیه و من سعی میکنم که توی خوردنش زیاده روی نکنه! هر روز حریره بادام با سیب یا موز 2وعده و سوپ 1وعده میخوره.تخم مرغ، ماست، خرما، سیب، موز هم میخورد،البته در حجم کم! آبمیوه هم بخاطر چاقی بهش نمیدم ولی شاید به زودی آب سیب هم به برنامه غذاییش اضافه کنم.
5- آرسام خوب می نشیند ، غلت هم میزند ولی 4 دست وپا نمیرود فیگورش را میگیرد ولی هیج حرکتی نمیکند! دندان ندارد ولی همه چیز را میجود!!!
و 6- اما آتلیه : آرسام را با توجه به معرفی مامان سوشیانس و دیدن عکسهای خانم آزاده مرتضوی واقعا علاقمند شدم که آرسام رو ببرم آتلیه اش و بالاخره بعد از چند بار کنسل شدن بالاخره 2 روز پیش رفتیم ولی آرسام خان در اون فضاهای دیدنی بجای لبخند وژست گرفتن فقط گریه کرد ، من هم با خودم لباس نبرده بودم و عکسهای من هم افتضاح شد ! آرسام هم یا گریه کرد یا با چشمهای پف کرده قرمز به زور آهنگ آرش و آیسل چند تا عکس گرفت، فکر کنم اعصاب عکاس رو هم بهم ریخت، و کلی از دکورهایش را اصلا درست نکرد! ولی هنوز هم عقیده دارم ایده هایش واقعا تکه فقط حیف….
