نوامبر 7, 2009 بدست آرسام صفایی
آرسام جان تولدت را از صمیم قلبم بهت تبریک میگم، ببخشید که فقط یک بچه تولدت دعوت بود و میانگین سنی مهمونها 30 سال بود امیدوارم بزرگتر که شدی برای تو با دوستهای هم سن و سالت جشن بگیرم! پسرم این یکسال برای من یک عمر گذشت و به خاطر تو خیلی چیزها یاد گرفتم اینو بدون که من و پدرت تمام تلاشمون را می کنیم که برات بهترین باشیم ، تو هم که بهترین ماهستی پسر خوش اخلاق من!
جشن تولد آرسام تبدیل به یک مهمونی با حضور دوستهای پدر و مادر و دایی و عمه و عمو و زن عمو شد ، آرسام خان هم از ساعت 6 الی 10 طبق قرار قبلی، حضور پهم رساندند!! آخه من نمی خواستم برنامه زندگیش هیچ تغییری پیدا کنه و راحتی و آرامش پسرم تحت الشعاع تولدش قرار بگیره ولی قیافه اش در مواجهه با مهمونها دیدنی بود نه دست زد و نه رقصید فقط همه را نگاه می کرد! ولی مامانم گفت بعد از تولد تا وقتی خوابش ببره بعد از تولد فقط دست میزده و می رقصیده!!!
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
اکتبر 23, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | 4 Comments »
اکتبر 23, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در مسافرت | بیان دیدگاه »
اکتبر 19, 2009 بدست آرسام صفایی
این روزها به خاطر مشغله زیادی که دارم واقعا فرصت نوشتن خاطرات آرسام را ندارم با توجه به اینکه آرسام به کار کردن با لپ تاپ مشکل داره و اجازه کار کردن به هیچ کس را نمیده و فقط خودش باید کار کنه (به شکل خنده داری این کار را می کند)
تنها چیزهایی که از این مدت که چیزی ننوشتم به خاطرم میاد را سعی می کنم بنویسم که پسرم وقتی بزرگ شد این خلا زمانی را زیاد حس نکنه!
1- آرسام پیشرفتهای قابل توجهی در راه رفتن پیدا کرده و اگر هول نشود یا توجهش به جایی جلب نشود می تواند مقدار قابل توجهی را به تنهایی راه برود. خیلی با مزه راه میره و کاملا محتاطانه!
2- اشیا یی که عاشقانه دوستشون داره مثل کتابهاش و یکی از ماشینهاش را به اسم میشناسه و اگر ازش بخواهیم میره و آنها را میاره ، معنی خیلی از کلمات و جمله ها را میدونه و به طرز با مزه ای عکس العمل نشون میده
3- کلمه دایی را خیلی خوشگل و بی هیچ عیب و نقصی میگه
4- گفتم کتاب باید بگم که عاشق کتابهای شعرشه هیچ چیزی جز یک بیت از هرکدوم از کتابهایش باعث نمیشه که آرسام را بتونی بکشی به سمت خودت(راستش دوست ندارم این رو به باهوشی پسرم ربط بدم چون به نظرم آرسام یک بچه کاملا معمولیه!) میتونه چندین دقیقه ساکت و آروم بدون اینکه نیاز به کسی باشه ،بشینه و کتابهای شعرش را ورق بزنه ، این برای ما واقعا جالبه چون آرسام واقعا عین یک آدم بزرگ رفتار میکنه و تنها مشکلش اینه که همیشه باید سایه یک بزرگتر کنارش باشه!
5- از عشقش به موسیقی بگم که آنهم واقعا عجیبه چون من و پدرش هیچ علاقه خاصی به موسیقیهای آرام و سنتی نداریم ولی آرسام عاشق شنیدنشونه، پیامهای بازرگانی، آهنگ تفسیر خبر صدای امریکا، و اعلام فرکانس ها را هم به این قضایا اضافه کنید، ولی کارتون ، عمو پورنگ، فتیله، خاله شادونه، رنگین کمان هیچ کدوم براش جالب نیستند!!
6- همچنان شبها بیدار میشود از یک بار تا 3 بار و شیر می خورد دنبال دکتر جدیدی می گردم می ترسم مشکلی داشته باشد.
7- همان شش دندون را دارد.
8- مورد عجیب دیگر برای من علاقه بی اندازه آرسام به لیمو شیرین است. از 11 ماهگی کم کم شروع کردم به دادن میوه های غیر مجاز از جمله مرکبات که ولع آرسام برای لیمو شیرین دیدنیه، خاطره من از بچگیم زور مامانم برای خوردن یک لیوان آب لیمو شیرین با پرتقال به صورت روزانه بود، حالا آرسام میتونه 2 تا لیمو شیرین کامل را به راحتی بخوره!!اگر بین خوردن یک قطعه لیمو شیرین تا قطعه بعدی فاصله بیفته یا گریه میکنه یا پوست قبلی را می خوره!کلا عشق میوه هست!
9- دست صدادار و بشکن به محض شنیدن آهنگ یا برای جلب توجه دیگران
10- بی نهایت اجتماعی، وقتی وارد جایی می شود به چهره های آشنا لبخند می زند و بقیه وقتش را به چهره های جدید اختصاص میده ابتدا خیره میشه بعد صداشون میکنه بعد دالی بازی خلاصه اگر عبوسترین آدم روی زمین هم جلوش باشه وادار به بازی کردن میکنه!!(تا نبینید نمیفهمید چی میگم؟!!)
11- واقعا نمی تونم بگم آرسام پسر شیطونیه چون به حرف ما کاملا گوش میکنه و در مورد موارد منع شده حافظه بلند مدتی دارد ولی حوصله اش از زیاد نشستن سر میره بنابراین آرسام را در ماشین و کالسکه تصور کنید!!
12- یک چیز دیگه اینکه آرسام عاشق آفتاب و سایه بازیه و مدتها با سایه اش مشغول بازی میشه!
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
اکتبر 1, 2009 بدست آرسام صفایی
سلام یکی به داد من برسه… این آرسام منو کلافه کرد
بابای آرسام
ارسال شده در گالری | 4 Comments »
سپتامبر 25, 2009 بدست آرسام صفایی
اول از همه بگم راه رفتن به معنای واقعی که نه ولی امروز یعنی 3 مهر ، 2بار 5 قدم بین میز و پدر بزرگش را طی کرد ، امیدوارم تا روز تولدش بتونه کاملا راه بره!
13 شهریور ششمین دندونش هم دراومد حالا 4تا دندون بالا و 2 تا پایین داره، دندونهای بالاییش کج و بزرگ و با فاصله هست فکر کنم به باباش رفته و باید ارتودنسی کنه
در حرف زدن هیچ پیشرفتی نداشته و یک جورایی پسرفت هم داشته! ولی کاملا به ما حالی میکنه که چی میخواد و معنی کلمات بیشتری را میفهمه
عاشق بیرون رفتنه و تنها چیزی که باعث میشه از بغل من ، بغل کس دیگری بره بیرونه
تازه متوجه شدم از جاهای شلوغ اصلا خوشش نمیاد چون 2بار پشت سر هم به این فروشگاه تازه افتتاح شده هایپر استار رفتیم هر دو بار بهونه گرفت و مجبور شدیم برگردیم
راستی یک اتفاق بسیار بزرگ که دیشب برای اولین بار از روز تولدش تا امروز، شب از ساعت 10 تا 5/5 صبح خوابید!! البته دیروز کل روز خوب استراحت نکرده بود ولی در موقعیتهای مشابه هم در گذشته باز هم شب حداقل 1بار بیدار میشد، امیدوارم این قضیه ادامه داشته باشه!؟
ارسال شده در توضیحات | 6 Comments »
آگوست 29, 2009 بدست آرسام صفایی
1- آرسام خان گل گلاب افتاده تو دور دندان درآوردن و دندان پنجمش هم مدتي است كه هويدا شده است، بماند كه واسه هركدوم از دندونهايش چه پدري از خودش و ما در مي آيد! (براي هر دندان يكهفته شب خوب نمي خوابد!)
2- هر روز به امور تمام كشو ها و كمد ها و كابينها رسيدگي ميكند و اگر حوصله داشته باشد تمام محتوياتشون را بيرون مي آورد! به تازگي علاقه خاصي به پيچ گاز پيدا كرده و براي رسيدن به آن روي نوك پا مي ايستد.
3- همانطور كه گفتم كليه امور زندگيش به صورت ايستاده انجام مي شود اعم از غذا خوردن بازي كردن و … و 4روزي مي شود كه هر چند دقيقه مدتي بدون آنكه جايي را بگيرد مي ايستد، خيلي ديدن اين صحنه لذت بخش است!
4- غذا را فقط در صورتي مي خورد كه همه مشغول غذا خوردن باشند، و ميوه خصوصا هلو را هيچ وقت رد نميكند. ماست هم يكي از چيزهايي است كه علاقه خاصي به آن دارد.
5- فكر ميكنم ديروز براي اولين بار من را بوس كرد!
6- بابا و مامان را هم به صورت جداگانه براي تمام آقا و خانمهايي كه مي شناسد به كار ميبرد.
7- عاشق گوش دادن به شعر هايي است كه برايش مي خوانيم حتي اگر 2 ساعت هم شعر هاي تكراري بخوانيم.
8- رقص خوشگلي همراه با صدا ميكند.
9- به صداي الله اكبر و قران و اذان و تسبيح علاقه خاصي دارد، خدا خودش بهمون رحم كنه با اين پسر رقاص قران خوان.
10- هركس قصد رفتن داشته باشه فقط به اون ميچسبه و معني خداحافظ را به خوبي مي داند.
11- وقتي حرف جديدي بهش ميگيم صدايي كه حالت تعجب دارد از خودش در مي آورد!
12- منتظر است كه ما باهاش بازي كنيم تا بخندد اينقدر مي خندد كه من ميترسم اتفاقي برايش بيفتد!
ارسال شده در توضیحات | 3 Comments »
آگوست 24, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
آگوست 15, 2009 بدست آرسام صفایی
آرسام به پنجمین مسافرت خود که این بار شهر زیبای تبریز بود ، رفت.اینبار همراه با دوست کوچولوش رونیکا خانم بود که هرچی از خانومیش بگم کم گفتم. هنوز 4 روز به 9ماهگیش مانده بود که دو دندان بالاییش هم در اومد حالا پسرم 4 دندان خوشگل دارد. مدتی است که به آهنگ حساس شده و خودش را تکان میدهد. فکر میکنم تا 1ماه آینده بتواند راه برود! با توجه به پیشرفتهایی که دارد. حرف م را بالاخره تونست تکرار کند البته وقتی غذا میخواهد میگوید “م م” با فتحه. خیلی شیطان شده و با گذشته خیلی فرق کرده در همه کمدها و کشوها را باز میکند و جالب اینکه به خودش افتخار هم میکند . حروف را پشت هم تکرار میکند و ما رو خوشحال میکند!
ارسال شده در مسافرت | بیان دیدگاه »
جولای 27, 2009 بدست آرسام صفایی
شاید هیچ وقت فکر چنین روزی را نمیکردم یعنی وقتی که بشود با آرسام صحبت کرد و او هم یک جورایی جوابتو بدهد! خلاصه اینکه آرسام بزرگ شده و این کاملا مشهوده
1- از 7 ماه و نیمگی کاملا و با سرعت زیاد چهار دست وپا میرود، از پله بالا میرود و چند روزی است که از پله پایین هم می اید.
2- همه کارها اعم از خوردن را به صورت ایستاده انجام میدهد و خیلی هم به خودش افتخار میکند، اوایل که تازه یاد گرفته بود جایی را بگیرد و بایستد یک شب دیدم نصفه شب بلند شد و رفت مبل را گرفت و ایستاد و دوباره برگشت سر جایش خوابید! برای هر کاری بینهایت تلاش میکند.
3- اگر به چیزی اشاره کنیم و لفظ جیییزه را بکار ببریم ، به آن چیز دست نمیزند و مسیرش را عوض میکند(دقیقا بر عکس من و پدرش!)
4- خوش رو و خوش خنده
5- عاشق گردش و باید عصرها بیرون ببریمش وگرنه غرغر میکند
6- بابا ، دد، آبه ، جیییزه را تکرار میکند که در این میان بابا را فقط بدون دلیل میگوید معنی بقیه رو خوب میداند هنوز از مامان بیچاره خبری نیست!
7- حدودا یک هفته هست شبها روی تختش میخوابد ولی بازهم تا صبح چند بار بیدار میشود و شیر میخورد! نمیدونم باید چیکار کنم!
8- از نظر خوردن هم هیچ مشکلی خدا رو شکر باهاش ندارم ولی هنوز هم کاملا همه چیز کنترل شده است که چاق نشه و با توجه به قد کشیدنش لاغرتر بنظر میرسد
9- هنوز همان 2دندان را دارد ولی مطمئنم به زودی دندانهای بالایش هم در میآید
10-عاشق کنترل و ریشه فرش و تلفن و نواختن روی میز شیشه ای با کنترلها!
ارسال شده در توضیحات | 1 نظر »
جولای 4, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | 1 نظر »
ژوئن 23, 2009 بدست آرسام صفایی
اینقدر این روزها درگیر اخبار و حوادث بودم و هستم که فرصت نکردم بگم پسرم در 7ماه و 1هفتگی بعد از 3ماه انتظار دندونش دراومد و دقیقا 1هفته بعد دومین دندونش هم دراومد و امروز هم براش جشن دندونی گرفتیم، گرچه خودم اصلا حس وحال جشن و شادی را ندارم! آرسام فعالتر از گذشته شده و دائما در حال تمرین چهار دست و پا رفتن هست و البته با تلاش زیاد میتواند مقداری خودش را جابجا کند ولی بیشتر فیگور بلند شدن را میگیرد، هنوزهم شبها خوب نمی خوابد!
ارسال شده در گالری | 1 نظر »
ژوئن 19, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
ژوئن 5, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در فیلم | بیان دیدگاه »
ژوئن 5, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
ژوئن 2, 2009 بدست آرسام صفایی
این روزها به خاطر مشغله زیادی که دارم فرصت برای ثبت خاطرات آرسام ندارم! ولی به صورت خلاصه گزارش این مدت را مینویسم:
1- آرسام در 5/5 ماهگی به اولین مسافرت هوایی خودش رفت، داخل هواپیما با وجود تاخیر 45 دقیقه ای واقعا پسر خوبی بود و به همه میخندید.آرسام خان به مشهد خانه خاله مادرش رفت و کلی خوش گذروند.
2- آرسام یکبار هم در سن 5/6 ماهگی برای چکاپ پیش دکترش رفت:
وزن:350/10
قد:71
دور سر:5/46
3- آرسام حدودا 1 ماه است که پرستار دارد و خیلی دوستش دارد طوریکه او را به من ترجیح میدهد، نمیدانم باید خوشحال باشم یا نه؟ولی حضور پرستارش باعث شده که فوق العاده اجتماعی باشد.
4- در مورد غذا خوردنش هم که خدا رو شکر مثل شیر خوردنش عالیه و من سعی میکنم که توی خوردنش زیاده روی نکنه! هر روز حریره بادام با سیب یا موز 2وعده و سوپ 1وعده میخوره.تخم مرغ، ماست، خرما، سیب، موز هم میخورد،البته در حجم کم! آبمیوه هم بخاطر چاقی بهش نمیدم ولی شاید به زودی آب سیب هم به برنامه غذاییش اضافه کنم.
5- آرسام خوب می نشیند ، غلت هم میزند ولی 4 دست وپا نمیرود فیگورش را میگیرد ولی هیج حرکتی نمیکند! دندان ندارد ولی همه چیز را میجود!!!
و 6- اما آتلیه : آرسام را با توجه به معرفی مامان سوشیانس و دیدن عکسهای خانم آزاده مرتضوی واقعا علاقمند شدم که آرسام رو ببرم آتلیه اش و بالاخره بعد از چند بار کنسل شدن بالاخره 2 روز پیش رفتیم ولی آرسام خان در اون فضاهای دیدنی بجای لبخند وژست گرفتن فقط گریه کرد ، من هم با خودم لباس نبرده بودم و عکسهای من هم افتضاح شد ! آرسام هم یا گریه کرد یا با چشمهای پف کرده قرمز به زور آهنگ آرش و آیسل چند تا عکس گرفت، فکر کنم اعصاب عکاس رو هم بهم ریخت، و کلی از دکورهایش را اصلا درست نکرد! ولی هنوز هم عقیده دارم ایده هایش واقعا تکه فقط حیف….
ارسال شده در توضیحات | بیان دیدگاه »
می 10, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »
آوریل 29, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در فیلم | 3 Comments »
آوریل 28, 2009 بدست آرسام صفایی
آرسام خان گل گلاب در حالیکه 6 روز مانده تا 6 ماهگیش تمام شه در تاریخ 8/2/88 به طور واضح و در دفعات متعدد کلمه بابا را تکرار میکرد و از اینکار لذت میبرد، البته این کلمه را فقط برای دل خودش و بی هیچ منظور خاصی تکرار میکرد، من که از شدت ذوق داد میزدم و اونهم در جواب من تکرار میکرد برای پدرش هم،همین پروسه را تکرار کرد و پدرش ازش فیلم گرفت و با افتخار برای همه پخش میکنه! موندم اگر کامل حرف بزنه ما ندید بدیدها چه کار می کنیم؟!
ارسال شده در توضیحات | بیان دیدگاه »
آوریل 25, 2009 بدست آرسام صفایی
ارسال شده در گالری | بیان دیدگاه »